أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

210

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

باشد و باد نجهد كه ميوهء ما نارسيده از درخت فرو ريزد ؛ ما توانگر شويم « 1 » موسى عليه السّلام از آنجا برگشت و مىگفت : اى خداى كه روزى خلقان بأمر تست يكى را باران مىبايد « 2 » و يكى را آفتاب مىبايد و يكى را باد مىبايد و يكى را هوا ساكن مىبايد و تو خداوندى كه همه را مراد بدهى بحسب مصلحت ؛ و روزى بهر يكى ميرسانى چنان كه دانى . در خبرست كه : أمير المؤمنين على عليه السّلام بر منبر كوفه خطبه مىكرد كه : سلونى قبل ان تفقدونى فانّ العلم يفيض بين جنبىّ فيضا لو وجد مستفاضا ابن الكوّا بر پاى خاست و گفت : اين چنين دعوى هيچ پيغمبرى و امامى نكرد من از چند مسئله خواهم پرسيد ؛ أمير المؤمنين على عليه السّلام گفت : بيار ، گفت : أخبرنى : من الذّاريات ذروا ؟ - قال تلك الرّياح ، اين بادهاست . قال : ما الحاملات و قرا ؛ چيست اين بارهاى گران بر گرفته ؟ - قال عليه السّلام تلك السّحاب ؛ ابرهاست كه باران گران دارد ، قال ما الجاريات يسيرا ؟ - چيستند آنان كه به آسانى ميروند ؟ - گفت : كشتيهاست كه مىروند ، گفت : ما المقسّمات أمرا ؟ - كيستند آنها كه قسمت كارها مىكنند ؟ - گفت : فرشتگانند . حق تعالى گفت : بحقّ اين بادها كه ميجهد جستنى و بحقّ اين ابرهاى گرانبار ببارانهاى بسيار و بحقّ اين كشتيها كه در آب روان مىروند آسان ، و بحقّ اين فرشتگان كه قسمت كارها هست بدست ايشان كه آنچه شما را وعده داده‌اند از بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب و حشر و نشر و حساب و كتاب و جز آن از أحوال و أهوال قيامت ؛ همه راست است و دين كه جزا و حسابست همه واقع خواهد شد هم حساب حقّ و هم جزا ، اوّل حساب باشد تا بدانى كه كار تو بگزاف نيست و با تو گزافكارى نخواهند كرد آنگه بر وفق آنچه شمارت « 3 » برآمده باشد بحسب استحقاق با تو معامله خواهند كرد از ثواب دادن و عقاب كردن .

--> ( 1 ) - اشاره به اين حديث و مأخوذ از آنست اين بيت كه گفته‌اند : « هر كه نقش خويشتن بيند در آب * برزگر باران و گازر آفتاب » ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « ميبايست » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) « حسابت » .